
ماهیان دست بسته؛ ناجیان زنده رود
خوش آمدی پسر عزیزم، خوش آمدی از کربلای حسین اینجا حال و هوای دیگری است. کربلایی است برای خودش. نمازخانه همان لشکری است که به نام حسین فاطمه و گمگشتگان بازگشته گردان یونس متبرک شده است.
به گزارش پایگاه خبری شهرستان اردستان “نگین کویر” به نقل از صاحب نیوز- محمود افشاری: مادر شهید و بستگانش باقی مانده وجود عزیزشان را در آغوش می کشند و زار زار برایش می گریند.
همزمان مداح مراسم به شهیدی اشاره می کند که در بالاسر نمازخانه نورافشانی می کند. بالاسر تابوتش شباهتی به دیگر شهدا ندارد.
اینجا حال و هوای دیگری است. کربلایی است برای خودش. نمازخانه همان لشکری است که به نام حسین فاطمه و گمگشتگان بازگشته گردان یونسش متبرک شده است.
همان لشگری که فرمانده اش هم حسین بود و همچون امام و مولایش کربلایی و آسمانی شد.
امروز اما حسین خرازی از فراسوی آسمانی آسمان، نظاره گر حال و هوای بارانی خانواده های شهدای سربازان و رزمندگانی است که سال ها پیش آنها را با نام گردان غواصی یونس فرماندهی می کرد.
بر و بچه های کربلای ۴ را می گویم. همانهایی که این روزها نُقل و نَقل محافلند و در این برهه تاریک تاریخ آمده اند تا دیگر بار معنویت و نورانیت انقلاب گون مجاهدان مخلص تاریخ مملکتمان را احیا و بازخوانی کنند.
اینجا ورودی پادگان لشگر امام حسین علیه السلام اصفهان است.
اندک اندک جمع مستان می رسند. مادران و پدران و خواهران و همسران شهدا یک به یک می آیند و وارد می شوند.
تابوت های عزیزانشان در نماز خانه آماده استقبالند. درب ها را که می گشایند انگار که آسمان به زمین آمده است. انگار که زمینی نبوده و نیست. هر خانواده ای به سمت عزیزش راونه است و دورش حلقه می زند.
اینجا دست بستگان شهید آغوش می گشایند برای مادری که صدای ضجه هایش دل کوه را هم ریش ریش می کند.
اینجا عاشورای دیگری است. همان جایی است که دل به دلدادگی می رسد و عشق سرخ شهادت رنگ می گیرد.
قرعه اول بازکردن تابوت بنام شهید مسائلی می افتد. مادر شهید و بستگانش باقی مانده وجود عزیزشان را در آغوش می کشند و زار زار برایش می گریند.
دختربچه ای گوشه چادر کوچکش را به چشمانش می کشد تا اشک از گونه معصومانها ش برگیرد.
همزمان مداح مراسم به شهیدی اشاره می کند که در بالاسر نمازخانه نورافشانی می کند. بالاسر تابوتش شباهتی به دیگر شهدا ندارد.
همینکه مداح اعلام می کند گمنام است سیل خروشان جمعیت حاضر به سمت او می روند و شمه ای دیگر از محشر عاشوراییان را رقم می زنند.
سخنران از مادران شهدا می خواهد بالای سر شهید گمنام حاضر شوند و برایش مادری کنند.
مادر شهیدان صغیرا و مسائلی می آیند و مادرانه برای فرزند شهید گمنامشان که دیگر گمنام نیست چندکلامی مادرانه و عاشقانه نجوای بلند مادری سر می دهند.
خوش آمدی پسر عزیزم، خوش آمدی از کربلای حسین و چه خوب که امروز و در این زمانه آمده ای.
روضه خوان از جمعیت می خواهد دور تا دور تابوت ها حلقه بزنند.
می گوید این صحنه را بیاد بیاور، عصر عاشوراست که یاران و یاوران و بستگان اباعبدالله گرداگرد شهیدان و عزیزانشان حلقه زده اند.
اینجا باران اشک و آه جاری است. اما سخت ترین وداع بعد از خانواده های شهدای غواص وداع خادمان و حاملان تابوت های آسمانی شهیدان است.
همانانی که روزها و شب هایی را با ماهیان منورتر از ماه سپری کرده اند و دل به دل افلاکیشان داده اند.
اجرشان با فاطمه زهرا، مادر همه شهدا
والسلام/