
بهاییت فریب انسانیت/این فرقه ضاله را بیشتر بشناسید
اسلام و مذهب مقدس جعفرى سدى است در مقابل اجانب و عمال دست نشانده آنها، چه راستى و چه چپى و روحانیت که حافظ آن است سدى است که با وجود آن اجانب نمى توانند به نحوى که دلخواه آنهاست، با کشورهاى اسلامى و خصوص با کشور ایران رفتار کنند،
به گزارش پایگاه خبری شهرستان اردستان نگین کویر، در مقوله مهدویت نیز قریب یکصدو پنجاه سال پیش با کمک و هدایت استعمار انگلیس، گروه دستسازی با نام و عنوان بابیت و بهائیت در کشور ما شکل گرفت و طبق بررسی های به عمل آمده و اعلام محققان و صاحبنظران تاریخی، جهت گیری کلی بهائیت جداسازی ملت ایران از مراحع تقلید (که در عقاید شیعه، نواب امام زمان علیه السلام تلقی می شوند) و مشغول کردن آنان به مکتبی ساخته بشربود.
پیدایش بهاییت
اسلام و مذهب مقدس جعفرى سدى است در مقابل اجانب و عمال دست نشانده آنها، چه راستى و چه چپى و روحانیت که حافظ آن است سدى است که با وجود آن اجانب نمى توانند به نحوى که دلخواه آنهاست، با کشورهاى اسلامى و خصوص با کشور ایران رفتار کنند، لهذا قرنهاست که با نیرنگهاى مختلف براى شکستن این سد نقشه مى کشند، گاهى از راه مسلط کردن عمال خبیث خود بر کشورهاى اسلامى و گاهى از راه ایجاد مذاهب باطله و ترویج بابیت و بهائیت و وهابیت و گاهى از طریق احزاب انحرافى امروز که مکتب بى اساس مارکس با شکست مواجه است و بى پایگى آن برملا شده است، عمال اجانب که خود بر ضد مکتب آن هستند در ایران از آن ترویج مى کنند براى شکست وحدت اسلامى و کوبیدن قرآن کریم و روحانیت در ایران که مهد تربیت اهل بیت عصمت و طهارت است و با زنده بودن این مکتب بزرگ هرگز اجانب غارتگر به آرزوى غیرانسانى خود نمى رسند ناگزیر هستند مذهب مقدس تشیع و روحانیت را که پاسداران آن هستند، به هر وسیله تضعیف کنند و بکوبند.»
ایجاد ادیان و فرق ساختگی یکی از ترفندهای مرسوم دول استعمارگر برای به انحراف کشیدن جریان صحیح دینداری بوده است. در حقیقت هدف کلی این بوده که فرق دستساز در نهایت جایگزین ادیان الهی شده و حداقل چهره ادیان الهی را مشوش سازند. در حوزه یهودیت و مسیحیت این امر تا حد زیادی موفقیت آمیز بوده و ما امروز شاهد گروهها و فرقه های مختلفی هستیم که با آدابی عجیب و مناسکی غریب تر عده ای را به گرد خویش جمع کرده و ادعای سعادت و رستگاری برای آنان دارند.
در مقوله مهدویت نیز قریب یکصدو پنجاه سال پیش با کمک و هدایت استعمار انگلیس، گروه دستسازی با نام و عنوان بابیت و بهائیت در کشور ما شکل گرفت و طبق بررسی های به عمل آمده و اعلام محققان و صاحبنظران تاریخی، جهت گیری کلی بهائیت جداسازی ملت ایران از مراحع تقلید (که در عقاید شیعه، نواب امام زمان علیه السلام تلقی می شوند) و مشغول کردن آنان به مکتبی ساخته بشربود. مکتبی که جنبه های غیر عقلانی آن بر جنبه های عقلانیش فزونی داشت و بتدریج از صحنه های زندگی اجتماعی و سیاسی خارج می شد و در نهایت گرایش به این ایدئولوژی موجب جدا شدن مردم از دین و دینداری گردید و پیوستن به مکاتب غیر دینی را تسهیل می نمود. با ذکر این مقدمات وارد بحث اصلی شده و به تاریخچه شکلگیری این فرقه دستساز بیشتر آشنا می شویم:
پیدایش فرقه بابیه:
سید علی محمد شیرازی، ملقب به باب از آغاز جوانی به عبادت طولانی و رازونیازهای غیرعادی که با قرائت ادعیه و زیارات مذهبی همراه بود مشغول بود. او در ابتدای نوجوانی به فراگیری علوم ابتدایی مشغول گردید، ادبیات فارسی و عربی را در سطح بسیار پایینی فرا گرفت و در سلک طلاب علوم دینی درآمد. ر یاضت و گوشه گیری و چله نشینی رویه او بود. اندکی بعد درس و بحث را رها کرد و به دایی اش در بوشهر پیوست تا به امور تجارت و منشیگری بپردازد.
بر اساس پژوهشهای صورت گرفته پیوندهای اولیه علی محمد باب و پیروان او با کانونهای معینی تأکید دارد که شبکه ای از خانداان قدرتمند و ثروتمند یهودی در زمره شرکای اصلی آن بودند حضور پنج ساله علی محمد باب در تجارتخانه دایی اش در بوشهر و ارتباط با کمپانی های یهودی و انگلیسی مستقر در این بندر و کارگزاران ایشان، اندکی پس از این اقامت پنج ساله بود که باب در سال ۱۲۶۰ق دعوی خود را اعلام کرد و با حمایت کانونهای متنفذ و مرموزی به سرعت شهرت یافت. دوران اقامت باب در بوشهر مقارن است با سالهای اولیه کمپانیهای ساسون (متعلق به سران یهودیان بغداد) در بوشهر و بمبئی. (ساسون ها در دهه های بعد به امپراطوران تجاری شرق بدل شدند و در زمره دوستان خاندان سلطنتی بریتانیا جای گرفتند).
پس از کشف ادعای باب در بوشهر، نزدیکان او این وضعیت را ناشی از هوای گرم بوشهر دانستند که ذهن باب را پریشان ساخته. از اینرو برای تغییر روحیه او را به عتبات عالیات در عراق فرستادند ولی در آنجا در مسلک شاگردان سید کاظم رشتی (جانشین شیخ محمد احسایی، رئیس فرقه شیخیه) درآمد و تحت تأثیر او بود. البته بعدها طرفداران باب بر این اصرار می کردند که او در محضر کسی درس نیاموخته و علم او لدنی و الهامی است و خود او امی بوده و بدین وسیله سعی داشتند به لاطائلات او رنگ و حیاتی ببخشند. خود باب به شاگردی سید رشتی اعتراف کرده و در مدت اقامت نزد وی به شدت تحت تأثیر سخنان او بوده . در اینجا لازم است نکته ای را متذکر شویم و آن دانش مذهبی بسیار سطحی و ابتدایی علی محمد باب است. این واقعیت را با مطالعه کتاب «بیان» او به درستی می توان یافت. اقوال و آثار منتسب به علی محمد باب مونتاژی است از الفاظ و ادعیه شیعه امامیه و برخی اصطلاحات عرفانی شیخیه که بر آنها پسوند و پیشوندهای الف و لام دار افزوده شده. در کتاب بیان و یا دیگر ادعیه و متون منتسب به او حتی یک جمله عربی سالم و صحیح که با ادبیات کلاسیک و متون درسی یا عقیدتی حوزه های علمیه شیعه فراهم آمده باشد نمی توان یافت.
باب در حدود سن ۲۴ سالگی ادعای بابیت کرد. و اندکی بعد مدعی مهدویت شد. بر اثر غائله او و فشار علما به حاکم فارس او دستگیر و به شیراز گسیل شد. پس از مدتی وی به تهران اعزام شد. محمدشاه قاجار که از وجود او در تهران بیمناک بود او را از تهران به ماکو فرستاد تا در قلعه ای زندانی گردد. پس از به سلطنت رسیدن ناصر الدین شاه در سال ۱۲۶۶ق علماء تبریز باب را به حضور پذیرفتند تا بدانند این بچه طلبه کیست و چه می گوید. ابهت علمی علما و هیبت و جلالشان باب را سخت به وحشت انداخت و از پاسخ به سئوالات ابتدایی صرف و نحو آنان عاجز ماند و شروع به توبه و استغفار نمود. پس از آن باب در قلعه چهریق زندانی بود و پیروان او در گوشه و کنار با نیروهای دولتی درگیر بودند. نهایتا تصمیم بر این شد که علی محمد باب، به دلیل ادعاهای دروغین خود و نیز آشوبهایی که پیروان او در نقاط مختلف بر پا می داشتند اعدام شود و بدینسان وی در ۲۷ شعبان ۱۲۶۶ در میدان عمومی تبریز به فرمان امیرکبیر تیرباران شد و پرونده حیات این مدعی دروغین بسته شد.
پس از باب، میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل (۱۲۶۶-۱۳۳۰) جانشین وی شد. او به اتفاق برادرش میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله و عده ای از بابیان به عراق تبعید شدند. در عراق مابین آن دو برادر بر سر جانشینی اختلاف افتاد و پیروانشان نیز به نزاع پرداختند . عراق که تحت الحمایه دولت عثمانی بود، نتوانست آنها را نگاه دارد، از اینرو خلیفه عثمانی این دو برادر را به قبرس و فلسطین تبعید کرد. صبح ازل در قبرس و بهاءالله در عکا در فلسطین مستقر شدند.
بابیان به طرفداری صبح ازل پرداختند و ازلی نام یافتند . بهائیان پیرو بهاءالله گردیدند و بهائی نام گرفتند. در ابتدا بهائیان به ازلیان حمله کردند و آنان را کافر و مرتد می دانستند. این اختلافات علنی بود ولی بعدها رهبران این دو فرقه صلاح دیدند که آشکارا چیزی بر زبان نرانند.
میرزاحسنعلی نوری فرزند نوری مازندرانی در سال ۱۲۳۳ق در تهران متولد شد. او از کسانی بود که به باب پیوست و از یاران وی شد. بهاءالله مورد حمایت شدید سفارت روسیه در ایران بود. در تاریخ بهائیت هم آمده که سفیر روس به صدراعظم ایران هشدار داد که باید مسئول حفظ جان بهاءالله باشد. میرزا حسینعلی نوری به مراتب با سوادتر از علی محمد باب بود و انتظار داشت که جانشین باب شود، اما صبح ازل مورد توجه باب بود و به جانشینی برگزیده شد. رقابت بین دو برادر به نزاع کشیده شد و به دشمنی و عناد و انشعاب انجامید. در آغاز اکثریت را ازلیان تشکیل می دادند ولی تدابیر بهاءالله موجب شد تا ازلیان در اقلیت قرار بگیرند و به تدریج رو به انقراض نهند. در سال ۱۳۳۰ق که صبح ازل در قبرس درگذشت، ازلیان که تعداد اندکی بودند به فراموشی سپرده شدند.بهاءالله نیز در سن ۷۶ سالگی در سال ۱۳۰۹ق در عکا درگذشت.
پس از او فرزندش میرزاعباس نوری خود را ملقب به عبدالبهاء کرد و جانشینی پدر را بعده گرفت. او پیروان خود را عباسیان حقیقی و موحد قلمداد کرد و با حمایت دولت انگلیس آزادی عمل فراوانی یافت. عبدالبهاء از دولت وقت بریتانیا لقب «سِر» دریافت نمود و تا آخر عمر به آن مفتخر بود. پس از مرگ عباس افندی یا همان عبدالبهاء، شوقی افندی ربانی راه باطل و گمراهی آفرین او را تدام بخشید و در تقویت و گسترش مذهب استعمارساخته بهائیت از هیچ تلاش و فعالیتی دریغ نورزید. از آنجاکه عباس افندی به هنگام مرگ پسر نداشت تا او را به پیشوایی و رهبری بعد از خود بگمارد به همین دلیل برای رهبری بهائیت چاره ای دیگر اندیشید که عبارت بود از بنیان نهادن سلسله ولایت امرالله بر اساس آنچه عباس افندی تحت عنوان (الواح وصایا) از خود باقی گذاشت. ولی امرها باید پی در پی و یکی پس از دیگری زمام رهبری و ریاست را عهده بگیرند و هر کدام از آنها باید جانشین بعد از خود را تعیین کند. شوقی افندی بهائیت را به صورت یک تشکیلات حزبی، محافل منتخب محلی و ملی و شرکتهای تجاری قوام بخشید و در گسترش آن به شدت کوشید. بر اساس نظام کنترل اجتماعی تثبیت شده در این تشکیلات هرکس که بر خلاف نظر و تمایل شوقی افندی عمل می کرد ابتدا از تشکیلات تحت عنوان قلمرو اداری اخراج می شد و سپس از جامعه تحت عنوان قلمرو روحانی رانده و منفور می گردید و بدین وسیله مجازات می شد.
در دوران حیات شوقی افندی و پس از تشکیل اسرائیل با همراهی انگلستان فرقه بهائیت بدلیل سرسختی و
عداوت علیه اسلام و قرآن مورد توجه و نظر خاص اسرائیل قرار گرفت و اموال آنان تحت حمایت در آمد و
از مالیات معاف شد. شوقی افندی هم به سرسپردگی و خدمت خالصانه برای اسرائیل همت گماشت و همو
بود که برای اولین بار نام ارض اقدس و شرق الاذکار را برای بزرگداشت اسرائیل استفاده نمود و با یهودیان
و ضیهونیستها در اوج احترام و بزرگداشت بود و این درحالی بود که بر اساس تعالیم ساخت استعمار، عباسیان مال و جان و ناموس مسلمانان را مباح اعلام می نمودند و به شکنجه و سپس شهادت آنان می پرداختند. سرانجام شرقی افندی در سال ۱۳۳۶ق در لندن درگذشت و همانجا مدفون شد.
پس از مرگ شرقی افندی چند دستگی و نزاع در میان عناصر اصلی بهائیت شدت گرفت و بر سر جانشینی و
رهبری این مذهب به اختلاف و کشمکش روی آوردند. گروهی از عباسیان، زن آمریکایی شوقی افندی به
نام «روحیه ماکسول» را به رهبری انتخاب کردند، گروه دیگر «چارلز میسن ریمی» را برگزیدند و گروه سوم
سمائی ها معروف هستند. اما نکته اساسی اینجاست که گروههای انشعابی بهائیت با وجود اختلافات فرقه ای
با یکدیگر در اصول و مبانی و تعلیم بهائیت و اهداف و مأموریتهای سیاسی و استعماری و سرسپردگی برای
کشورهای غربی همچون انگلیس و آمریکا و اسرائیل، مشترک و متحد عمل می کنند.
اکنون مقصد اصلی بهائیان بیت العدل است که در فلسطین اشغالی قرار دارد. این مرکز در دامنه کوه کرمل
قرار دارد و متشکل از یک هیئت ۹ نفره است که هر ۵ سال یکبار عوض می
شوند…
مقایسه اصول دینی در بهاییت با ادیان الهی
پیش از بیان تفاوت عقاید بهائیت با ادیان توحیدی لازم است، در مورد اصول مشترک و مورد اتفاق ادیان توحیدی و آسمانی مطالبی بیان گردد، تا ویژگیهای ادیان الهی با ادیان ساختگی مانند بهائیت بهتر روشن شود.
ادیان توحیدی که همان ادیان آسمانی و حقیقی هستند، دارای سه اصل کلی و مشترک می باشند، اعتقاد به خدای یگانه، اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فرد انسان در عالم آخرت و دریافت پاداش و کیفر اعمال که در این جهان انجام داده است و اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خدای متعال برای هدایت بشر بسوی کمال نهائی و سعادت دنیاو آخرت.
بنابراین توحید و نبوت و معاد، اساس و رکن ادیان آسمانی را تشکیل داده و از ویژگی های آنها به حساب می آید. البته ممکن است بر اثر اعمال سلیقه ها و اغراض فردی و گروهی تحریفات در برخی از ادیان توحیدی بوجود آمده باشد. مانند اعتقاد به تثلیث مسیحی که با توحید در تضاد است هر چند مسیحیان در صدد توجیه آن برآمده اند.
از آنجایکه فرقه بهائیت هیچ نوع نشان و علامت آسمانی و الهی ندارد بلکه بر اثر خواست های نفسانی و شیطانی عده ای شکل گرفته، عقاید و باورهای آنها نیز با اصول ادیان الهی در تضاد و تناقض می باشد. توحید که از اصول بنیادی و اساسی اسلام و ادیان توحیدی می باشد، نه تنها در آیین بهائیت مورد اشاره و تاکید قرار نگرفته بلکه رهبر و بنیانگذار این فرقه میرزا حسینعلی ادعای الوهیت ، او به صراحت در کتاب «مبین ص ۲۹۳ می گوید:«ای خدای که برای خود آفریده ای مسلمانان نگذاشتند که این خدا نظری به دوستان خود که بهائیان می باشد بیاندازد.» در کتاب اقدس ص ۷۷ می گوید:«گوش فرا دهید ای جماعت بهائیان که خدای شما از زندان بزرگ پیام می دهد که نیست خدائی جز من توانا و متکبر و خودپسند.» و همچنین خطاب به ارامنه می گوید: ای جماعت عیسویان آن خدائی را که شما او را خدای پدر میخوانید آمده است، با مجد اعظم در بین امم، پس متوجه او باشید.» در کتاب مبین ص ۲۸۹ می نویسد: گوش دار که از مصدر بالا بر زمین محنت و ابتلا این وحی نازل شد که نیست خدایی مگر من تنها که در زندان بدست بندگان ظالم خود گرفتارم.»
بنابراین بهائیت با اصلی ترین اصول ادیان الهی که توحید می باشد، مخالف است و بندگان خدا را برخلاف دعوت تمام انبیاء الهی به اطاعت و خشوع از خودشان یعنی میرزا علی محمد باب و حسینعلی بهاء دعوت می کند، حسینعلی بهاء می گوید: به تحقیق ظاهر شده است محبوب عالمین و مقصود عارفین و معبود اهل آسمانها و زمین و محل سجده و سجود اولین و آخرین.»
انکار قیامت: از نگاه میرزا علی محمد باب موهوم و دروغ پنداشته شده و از دیدگاه حسینعلی بهاء واقع شده است و در کتاب لوح اقدس می گوید: به تحقیق قیامت برپا شد و اسرافیل هم در صور دمید و منادی هم ندا داد. و زمین هم به ظهور من متزلزل شد و کوه ها هم به ظهور من مانند پنبه زده شد و آسمانها هم پیچیده شد. و بهشت هم در طرف راست قرار داده شد. و آتش هم باشتغال درآمد باز هم انکار می کند.
بهاییان ظهور باب و بهاء را همان دو بار دمیدن اسرافیل در صور میپندارند.
برخی از احکام بهاییان
بهاییان بر این باورند که دین آنها ،دین تجددگرایی است و احکام و دستورات آنها بسیار مترقی و بدیع است . در اینجا به چند مورد اشاره میکنیم و قضاوت را با خودتان میگذاریم.
* از فروع تعالیم باب محو کردن تمام کتب دینى و علمى و ادبى و اخلاقى بوده است.
* على محمد باب منهدم کردن ابنیه و بقاع روى زمین از کعبه تا قبور انبیاء و ائمه و تمام مساجد و کنسیه ها و کلیساها و بت خانه را و هر بنایى که به اسم دیانت باشد را واجب کرده است.
* چون على محمد باب متولد شیراز بوده است به هر شخصى که به او روى مى آورد واجب نموده که خانه شیـراز خود را به طور مخصوص بنا کنند.
* هر چیز گرانبها که صاحبى ندارد متعلق به باب است.
* حج بیت شیراز بر تمام مردان بابى دنیا واجب است.
* ازدواج به رضاى زوجین است.
* لباس ابریشم و طلا و نقره براى مرد حلال است.
*بیش از نوزده جلد کتاب نداشته باشید!
* بر معلم حرام است شاگرد را بزند و در صورت ضرورت باید پنج ضربه به اطراف لباس او بزند هـر گاه از ۵ مـرتبــه زیادتر شد یا چوب به بدن او خورده نوزده روز زنش بر وى حرام مى شود.
* سال بابیان نوزده ماه و هر ماه نوزده روز- روزه نوزده روز و روز عید فطر اول نوروز است .
*فردی اگر مریض شود حق مصرف دارو ندارد!
*شهروندان بابی حق ندارند با غیر دین خود ازدواج نمایند.
*جریمه محزون ساختن یکنفر ، نوزده مثقال طلاست.
*وحشی دانستن شهروندان ترک و اهانت به آنان.
بحثى درباره من یظهره الله: باب به مردم مژده ظهورش را داده و گفته هر کس در هر زمانى من یظهره الله را درک کرد هر چه او گفت بپذیرد و حتى اگر یک نفر ادعا کرد که من یظهره الله است حتى اگر او نبود باز هم بپذیرد. به عقیده باب من یظهره الله محمد بن الحسن العسکرى است و محل ظهورش را مسجد الحرام مى داند. لقب او قائم است.
احکام اعلام شده از جانب حسینعلى بهاء بر اساس احکامى است که از جانب على محمد باب در کتاب بیان(کتاب باب) آمده است. البته در فلسفه و فروع تفاوتهایى بین این دو مى باشد.
کتب بهاء عبارتند از: اقدس و ایقان و….
* نماز و روزه: به عقیده بهائیان از اول بلوغ واجب مى شود- نماز میت از نظر آنان ۷رکعتى است.
* قبله: به نظر بهائیان جهت قبله همان جایگاه جسد بهاءالله در عکا است.
* محارم: ازدواج با محارم در این آیین مگر با زن پدر منع نشده است.
*مهریه دختران روستایی ۱۹ مثقال نقره و دختران شهری ۱۹ مثقال طلا میباشد.
* عید: روز ولادت میرزا حسینعلى و روز بعثت باب اعیاد واجب است.
* ازدواج با بیش از دو زن حرام است ولى خود میرزا به دو سه زن هم قناعت نکرده است.
* معاملات ربوى آزاد است، حجاب زنان و ترک تراشیدن ریش مردان ملغى شده است.
*یکى از ابداعات بهاءالله نفى روحانیت و نهى نمودن این نهاد است.
*بعد از على محمد باب ۸ نفر ادعاى من یظهره الله کردند که هیچکدام به موفقیت میرزا حسینعلى نورى نبوده اند.
* در کتابهاى مذهبى بهائیان از دخالت درسیاست منع شده اند.
*تعویض خانه و وسایل خانه وقتی که ۱۹ سال از عمرشان گذشت.
* تفسیر دستورات و مطالب کتب طبق این آیین حرام است، و باید ظاهر عبارات را بپذیرند.
میرزا حسینعلى نورى مى گوید: این حزب بهائیان در مملکت هر دولتى ساکن شود باید به امامت و صدق و صفا با آن دولت رفتار نماید. من یظهرالله بهائیان لقبش بهاءالله است. امروزه از هر بهائى که بپرسید حسینعلى داراى چه مقامى است مى گویند من یظهرالله ، ولى باب مى گفت که باید اسمش محمد باشد که با توجه به عقاید بهائیان اسمش حسینعلى است به گفته باب باید محل ظهورش مسجد الحرام باشدکـه بـا نظر بهائیان بغداد است.
مى توان نتیجه گرفت که من یظهرالله به عقیده على محمد باب همان حضرت حجت(عج) است و نه بهاء .
در مورد عدد ۱۹ که برای بهاییان عدد مقدسی است و بیشتر احکام و ارکان دین خود را با آن تهیه کرده اند ، قران کریم در سوره مدثر اینچنین بیان میکند:
سیاه کننده بشره پوست است (۲۹).
و نوزده فرشته بر آن موکل است (۳۰).
و خازنان آتش را جز ملائکه قرار نداده و عدد آنها را جز به منظور آزمایش کفار نیاوردیم تا کسانى که اهل کتابند به یقین در آیند و آنها که ایمان دارند با ایمان آوردن اهل کتاب ایمانشان بیشتر شود و اهل کتاب و مؤ منین شکى برایشان باقى نماند، و کفار و بیماردلان بگویند منظور خدا از توصیف (عدد نوزده ) چیست . آرى خدا این چنین گمراه مى کند هر که را بخواهد و هدایت مى کند هر که را بخواهد و عدد جنود پروردگار تو را کسى جز خود او نمى داند و این جز براى تذکر بشر نیس(۳۱).
با توجه به آنچه گفته شد جهت گیرى کلى ایدئولوژى این فرق جداسازى ملت ایران از مراجع تقلید و مشغول کردن آنان به مکتبى ساخته بشر است ، مکتبى که جنبه هاى غیرعقلانى آن به عقلانیتش مى چربد و به تدریج از صحنه عملى زندگى اجتماعى و سیاسى خارج مى گردد.در نهایت گرایش به این ایدئولوژى موجب جداشدن مردم از دین و دیندارى گردیده پیوستن به مکاتب غیردینى را تسهیل مى نماید
ساختار تشکیلات در بهاییت
۱- فرقه بهائیت توسط رهبرانی که قدرت استیلای خود را دارند تاسیس و هدایت می شود
۲ – ساختار تشکیلاتی در بهائیت به صورت برعکس انگلیس است ، فرقه در ساختار تشکیلاتی بسیار خودکامه و تمامیت خواه است .رهبران فرقه فقط به تبعیت محض افراد از ابعاد مختلف می اندیشند لم و بم یا چون و چرا در بهائیت وجود ندارد .
۳ – رهبران فرقه بهائیت بی صبرانه در پی جذب فریبکارانه شما هستند .
۴ – در فرقه به دلیل بهره گیری سران از تکنیک ترس و ارعاب اعضاء مرتب از رهبری می ترسند .
۵ – فرقه برای عضو گیری و شکار انسانها از تکنیک فریب استفاده می کند . فرقه به مردم حقه می زند تا آنها را جذب کند و فریب می دهد تا آنها را نگه دارد اگر مردم عملکرد و اعتقادات واقعی فرقه را از قبل بدانند به آنها نخواهند پیوست پس یک فرقه نیاز دارد واقعیت را تا زمانی که فکر میکند شما آماده قبول آن هستید مخفی نگه دارد .
۶ – فرقه دارای روابط عمومی آراسته و ظاهر الصلاحی است که ماهیت واقعی گروه را مخفی می کند. تمامی آحاد بهائی دارای دو چهره هستند و قطعاً چهره آنها در مواجهه با غیر بهائیان واقعی نیست بلکه صوری و ساختگی می باشد. چرا که در پشت این چهره ، چهره دیگری در مقابل تشکیلات مربوطه دارند که در آن کلیه برداشت خود از شخصیت شما را دقیقاً گزارش می کنند که شما از آن بی خبرید .
۷ – در فرقه بهائیت جلسات پر جلوه نمایش داده می شود و به جای پاسخ به پرسش افراد آنها تشویق می شوند تا در جلسات حاضر شوند.
۸ – در فرقه بهائیت با استفاده از تکنیک ویژه سازی به وابستگان تلقین می شود که تنها در فرقه خوشبخت می شوند و هیچ سازمان دیگری قدرت این را ندارد که شما را خوشبخت کند فرقه خود را نوآور و منحصر به فرد می داند رهبران آن ادعا می کنند سنت شکنی کرده و چیز بدیع و نوئی را رائه داده اند که تنها راه رسیدن به سعادت است .
۹ – در در فرقه بهائیت برای جذب نیرو از تکنیک بازسازی فکری استفاده میشود ابتدا در ذهن فرد مقابل نسبت به اعتقادات قبلی اش نقطه تنفر ایجاد میکنند و با استفاده از روش مجاب سازی تفکرات و اعتقادات فرقه ای را جایگزین می کنند
۱۰ – فرقه بهائیت خواهان گسترش مانور روی زندگی شما است طوری که ارتباط شما با فرقه به حداکثر و ارتباط با افراد خارج از فرقه را قطع و یا به حداقل برساند .
۱۱ – در فرقه بهائیت زمان و وقت وابستگان به منظور ایجاد سرگرمیها و مشغولیتهای ذهنی از طریق ابلاغ ماموریتهای بی پایان کنترل می شود در فرقه اعضاء با برنامه های تشکیلاتی مشغول می شوند تا به دلیل این همه مشغولیت و خستگی فرصت پرداختن به مسائل دیگر را نداشته باشند . در بهائیت برای افراد از زمانی که شروع به تکلم می کنند تا زمانی که بمیرند برنامه تعریف می شود و این ماموریتها انتها ندارد به عبارت عامیانه تر فرد وابسته به بهائیت همیشه دنبال نخود سیاه است .
۱۲ – در فرقه بهائیت از تکنیک بمباران عشق استفاده میکنند چرا که به این موضوع مهم واقفند که اگر بتوانند روابط عمومی شما را کنترل کنند میتوانند خود شما را هم کنترل کنند . زمانی که شما برای اولین بار وارد فرقه می شوید آنها بمباران عشق را روی شما پیاده میکنند . دوستان مورد نظر خود را برایتان انتخاب میکنند. در فرقه کوشش می شود تمام روابط موازی شما با دیگران قطع و یا به حداقل برسد زیرا فرقه از اینکه دیگران روی شما نفوذ داشته باشند واهمه دارد.
۱۳ – در فرقه بهائیت زمان و وقت وابستگان به منظور ایجاد سرگرمیها ، مشغولیتهای ذهنی از طریق ابلاغ مأموریتهای بی پایان کنترل می شود در فرقه اعضاء به حدی با برنامه های تشکیلاتی مشغول میشوند تا به دلیل این همه مشغولیت و خستگی فرصت پرداختن به مسائل دیگر را نداشته باشند . در بهائیت برای افراد از زمانی که شروع به تکلم میکنند تا زمانی که بمیرند برنامه تعریف می شود و این مأموریتها انتها ندارد به عبارت عامیانه تر فرد وابسته در بهائیت همیشه دنبال نخود سیاه است.
۱۴ – در فرقه بهائیت از تکنیک فشار بی وقفه استفاده می شود . در فرقه به افراد دستور داده می شود چه بپوشند ، چه بخورند ، چگونه رفتار کنند و چگونه به پرسشها پاسخ دهند . در فرقه بهائیت برای درخواست اعضاء برای پذیرش دگرگونی اساسی یا تغییر روش زندگی میل فزاینده ای وجود دارد .
۱۵ – در فرقه بهائیت از تنکیک ایزوله کردن برای ترک خانواده ، دوستان ، شغل و … برای رسیدن به هدف فرقه ای استفاده می شود . در فرقه بهائیت از هر کس سعی می کند عقاید و احساسات واقعی خود را کتمان کند بنا بر این اعضای فرقه طوری تعلیم می بینند که نه تنها اعضای بیرونی را فریب دهند بلکه دیگر اعضای درونی را هم اغفال می کنند .
۱۶ – در فرقه بهائیت افرادی که تحت تاثیر تبلیغ به تازگی به جمع آنها پیوسته اند نسبت به آنچه که در جریان است ناآگاه نگه داشته می شوند ، فرد اغفال شده کاملاً نسبت به استحاله گام به گام و فعالیتهای هماهنگ روانی ، اجتماعی و… به منظور تغییر ، کاملا نا آگاه می ماند ( ایجاد فضای لازم برای بازسازی فکری )
۱۷ – کنترل اطلاعات وابستگان فرقه : در فرقه بهائیت هر گونه اطلاعات خارج از فرقه به ویژه اگر در جهت مخالف باشد شیطانی تلقی می شود به اعضاء گفته می شود مطالب مخالف فرقه را نخوانند اگر این اطلاعات در نزد کسی یافته شود او از فرقه رانده می شود . فرقه به اعضاء آموزش می دهد تا هر نوع اطلاعات انتقادی را فوراً نابود کنند حتی تصور اینکه این اطلاعات درست باشد را به مخیله اش راه ندهند
۱۸ – کنترل محیط اجتماعی و فیزیکی : در فرقه بهائیت محیط اجتماعی و هرگونه رفتار فیزیکی وابستگان از سوی تشکیلات مربوطه به شدت کنترل می شود وابستگان تعلیم دیده اند چگونه محیط اجتماعی و رفتار فیزیکی دیگر اعضاء را تحت نظر گرفته و گزارشات کاملاً محرمانه به سران تشکیلات ارائه نمایند.
۱۹ – بنا نهادن سیستم بسته و ساختار خود کامه که هیچ واکنشی را بر نمی تابد.
۲۰ – بکار گیری سیستم پاداش و تنبیه : در فرقه بهائیت بر اساس این تکنیک وابستگان سعی میکنند بنده خوبی برای سران فرقه باشند تا مسیر رشد تشکیلاتی و فرقه ای را برای خود فراهم نمایند.در بهائیت هیچ کس جرأت اعلام نظر را ندارد حتی نسبت به کسب و تأمین معاش در ایام خاص فرقه ای که در صورت سر پیچی با برخورد سرسختانه سران و تشکیلات مخوف مواجه می شود.
۲۱- ایجاد حس ناتوانی ( سلب اراده و شعور آگاهانه ) در اعضاء و تبدیل وی به انسانی رباتیک و قابل کنترل از راه دور : هر وابسته به فرقه سیاسی بهائیت بر اساس تعالیم فرقه ای که از دوران شروع سخنگویی تا زمان فوتش شروع و ادامه می یابد نمی تواند تصمیم شخصی و خارج از چارچوب تعالیم فرقه ای اتخاذ کند چون اراده آن را از دست داده است همچنین بر اساس همین تعالیم فرقه وی تنها در مسیری قادر به حرکت است که آموزش آنرا دیده است درست مثل آدمهای ماشینی که نرم افزار حرکت وی را تعریف کرده باشند . چرا که هر چه حس ناتوانی در وابستگان افزایش یابد قدرت قضاوت و درک و تلقی درست آنها ازجهان و محیط پیرامونی تخریب می شود . در فرقه سوالات وابستگان به شدت سرکوب می گردد تا اعتماد بنفس درونی آنها فرسوده شود.
۲۲ – در فرقه بهائیت مرزهای غیر قابل عبور ترسیم می شود تا وابستگان به طرق مختلف کنترل گردند به افرادی که قصد گذر از این مرز را دارند با عناوین مختلف حمله میکنند . بر همین اساس است که خانم رئوفی بهائی مسلمان شده و فعال در عرصه افشاگری بر علیه فرقه ناجوانمردانه و بدون مراعات حدود اخلاقی از سوی فرقه مورد حمله قرار گرفته است .
۲۳ – ترویج تفکر عدم اعتماد به خارج از فرقه در بین وابستگان : در فرقه بهائیت تمامی وابستگان در کارگاههای آموزشی در خصوص این بند آموزش لازم را دیده اند بر این اساس یک وابسته فرقه بهائیت در ارتباط با افراد غیر فرقه ای می داند چه بگوید چگونه رفتار کند و چگونه گزارش نماید.
۲۴- در بهائیت افرادی که تازه جذب می شوند در ابتدا نمی دانند به کجا می روند یعنی از طرح و هدف غائی و نهائی شکارچیان خود کاملا غافل هستند قبل از اینکه بدانند چه اتفاقی افتاده است خود را در تور فرقه گرفتار یافته و به آرامی از گذشته و خانواده جدا شده و تماما به فرقه وابسته شده اند .
۲۵ – در فرقه بهائیت از مکانیسم کنترل ذهنی برای مهخار افراد استفاده می شود در این فرقه به وابستگان تعلیم داده می شود که ترک فرقه مساوی ترک خدا است .
۲۶ – در فرقه سیستم ارزش گذاری ارتباط مستقیم با فعالیت فرد به تشکیلات و سران را دارد . اگر فرد و خانواده در جهت منافع فرقه گام بردارد ارزشمند است در غیر اینصورت دستگاه ارزشگذاری او را به ضد ارزش تبدیل می کند .
۲۷ – در فرقه بهائیت نهاد خانواده در صورتی ارزشمند است که در جهت منافع فرقه ای باشد در غیر اینصورت به راحتی منهدم می شود
۲۸ – ساختار گزارش دهی در فرقه بهائیت : در فرقه بهائیت هر کس ترغیب می شود تا مراقب محیط خود باشد تا هر آنچه را که می بیند به راس فرقه گزارش نماید . بر همین اساس است که هر بهائی یک جاسوس است . همین ساختار گزارش دهی و گزارش گیری در بهائیت است که این فرقه را دربست در اختیار کشورهای معاند نظام جمهوری اسلامی قرار داده و از وجود آن استفاده های ترکیبی و چند وجهی می کنند .
۲۹ – در فرقه سیاسی بهائیت هر عضو وابسته دارای شماره ثبت است درست مثل شماره گذاری اتومبیل تا هرگونه خلافی در پرونده کلاسه مربوطه جمع آوری شود . این پرونده در سرنوشت فرقه ای عنصر وابسته بسیار مهم است .
۳۰ – در فرقه بهائیت هیچکس به دلیل بی اعتنائی و یا کاهلی در انجام فرائض دینی نکوهش نمی شود بلکه بخاطر کاهلی در فعالیت فرقه ای مخصوصاً تشکیلات اداری به شدت سرزنش می شود .
۳۱- در فرقه بهائیت افتخار به کار و خدمات ( اعم از پرداخت وجه و …. ) تشکیلاتی است هر کسی اگر زیر چتر تشکیلات فعالیت نماید در ظل امر ا.. تلقی می شود ولی اگر فرد غیر تشکیلاتی باشد علی رغم اعتقاد به بهائیت کاملاً مطرود و مغضوب است.
۳۲ – در فرقه بهائیت افراد دارای حداقل دو چهره هستند چهره ظاهری ( مظلوم ، عاطفی ، خوش برخورد ، منصف ، خادم ) در پشت این چهره ، چهره باطنی (کینه توز ، مغرض ، گزارشگر در راستای اهداف فرقه ای) حساس نسبت به آنچه که باید در ارتباطات جمع آوری کند.
علل حمایت بیگانگان از بهاییان
گفتیم که دین سازی راهی است برای دین کشی و این دلیل خوبی برای حمایت بیگانگان از جمله آمریکا و اسرائیل که سعی در نابودی اسلام دارند از بهاییان است .
از همان ابتدا کشورهایی همچون روسیه و انگلستان و بعدها آمریکا و اسرائیل(روحیه ماکسول یکی از رهبران بهایی، بهاییت و اسرائیل را حلقه های یک زنجیر میداند و سرنوشت آن دو را مربوط به هم می شمارد) دانستند که برای نابودی اسلام باید آرمان ها و ارزشهای آن را تغییر و با نابود ساخت. در واقع بهاییت ابزاری برای پیش برد این هدف است. از بین بردن آرمان مهدویت و گسترش بی دینی و از بین بردن شعائر اسلام علی الخصوص مذهب تشیع در لفاف دین.
با کنار هم قرار دادن تکه هایی همچون کشتن مسلمانان توسط بابیان و نابودی مهدویت و شریعت اسلام و از بین رفتن آرمان او و تبعیت نکردن مردم از مرجعیت و دوری جستن و تنفر مردم از روحانیون و همچنین عدم دخالت در سیاست و پیروی از حاکم حتی اگر ظالم باشد ، تاراج مردم توسط بهاییان در زمان پهلوی ، انتصاب پست های دولتی توسط بهاییان و حمایت های بی دریغ آنها و بدستگیری ماشین فرهنگی کشور توسط بهاییان (نام گذاری روز ۱۷ دی ماه سالروز کشف حجاب به عنوان روز جوانان بهایی ،ساخت فیلم های ضد دینی و …) و تغییر در سیاست های کشور،انقلاب سفید ، اعطای جایره صلح نوبل به مدافع حقوق بهاییان در ایران (شیرین عبادی) و… . همگی حاکی از این است که با آوردن این چنین آیینی و پذیرش آن توسط مردم ، چپاول و غارت گری به راحتی امکان پذیر است و مانعی برای پیش برد اهداف استعماری و استثماری وجود ندارد.
استعمارگران به وسیله بهاییت و دیگر ادیان ساختگی (وهابیت،قادری،شیطان پرستی و…) ،بهاییان و دیگر فریب خوردگان را چونان برده های حلقه به گوش اسیر در جهت ساخت امپراطوری خود کرده اند و تبدیل انسان ها به حیواناتی مدرن و تبدیل جامعه بشری به جامعه(!)حیوانی، آرمان آنهاست.
منبع:http://sayed007.persianblog.ir
انتهای پیام / کد خبر15351