جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴
محمدرضا شهبازی

کوفیان اخلاق‌مدار قرن ۲۱ میلادی

IMAGE635035275931171123

در صفحات ۱۳۶ الی ۱۵۱ «کتاب آه» که ترجمه­ای است از «نفس المهموم» شیخ عباس قمی، در باب شهادت حضرت مسلم سلام الله علیه آمده است (عبارات داخل پرانتز از بنده است):
(بعد از اینکه حضرت مسلم(ع) مبارزه جانانه­ای فرمودند و پس از اینکه مورد هجوم و حمله بسیاری از نامردان قرار گرفتند)

محمد اشعث بانگ زد: «ای مسلم! تو را امان است.»

(حضرت مسلم نپذیرفته به مبارزه ادامه می­دهد تا آنکه:)

بکیر، دهان مسلم را بشمشیر زد و لب بالای او را ببرید و به لب زیرین رسید… کسی از پشت، نیزه­ای بر مسلم فرو برد.

…محمد اشعث نزدیک او شد و گفت«تو را امان است.»

مسلم گفت«آیا من ایمنم». همه مردم گفتند آری، مگر عبیدالله ابن عباسِ سلمی.

ابن عقیل گفت «سو گند به خدا که اگر امان شما نبود، دست در دست شما نمی­نهادم.»

(حضرت مسلم به محمد بن اشعث می­گوید می توانی کار نیکی انجام دهی و به حسین پیغام ببری و ماجرای مرا به او برسانی؟ ابن اشعث می­گوید:)

«سوگند به خدا که این کار کنم.»

(حضرت مسلم را بر استری نشانده و به قصر ابن زیاد می­برند، حضرت مسلم همان اول می­فرمایند که میدانم به عهد خود وفا نکرده و مرا می‌کشید! حضرت به ابن زیاد می­فرمایند:)

«بگذار تا وصیت کنم به یکی از خویشان خود.»

گفت «وصیت کن.»

پس مسلم رو به عمر سعد آورده، گفت «میان من و تو خویشی است و حاجتی به تو دارم که در پنهانی بگویم.»

عمر سعد نپذیرفت. ابن زیاد گفت «از حاجت پسر عمّت امتناع مکن.»

ابن سعد برخاست و با مسلم به جای نشست که عبیدالله آنها را می­دید.

مسلم گفت «در کوفه قرضی دارم: هفتصد درهم-که آن را در نفقه خود صرف کردم. آن دِین را ادا کن از مالی که در مدینه دارم. و جُثّه­ی مرا از ابن زیاد بخواه تا به تو بخشند و آن را به خاک سپاری. و کسی سوی حسین فرست تا او را بازگرداند.»

…و بعضی گویند عمر با ابن زیاد گفت «می­دانی با من چه گفت؟»

عبیدالله گفت «سرِّ ابن عمِّ خویش را مستور دار.»

عمر گفت«کار بزرگتر از این است.»

گفت «چیست؟»

…محمد اشعث ایاس ابن عتل طائی را از بنی­مالک… و او را گفت «به ملاقات حسین بیرون رو و این نامه به او برسان.» و آنچه مسلم ابن عقیل گفته بود، در آن نامه بنوشت…

***

وفای به عهد، انجام وصیت، احترام به خویشاوندی، راز داری و… برخی از خصوصیاتی است که در این چند خط، در رفتار دشمنان حضرت مسلم دیده می­شود. که البته از این دست شرحیات جالب و تعجب برانگیز در جای جای کتاب و در احوالات بسیاری از یزیدیان می‌توان دید، تا جایی که واقعاَ در می­مانی که آیا اینها همان­هایی هستند که در عاشورا آن کردند فوقعَ ما وقع؟

اتفاقاً شگفتی نهفته در قیام عاشورا آن است که همین مردم مقید به وفای عهد و بجا آوردن وصیت و رازداری و… در ظهر عاشورا آن اعمال را انجام دادند نه یک عده کافر زنگی که هیچ تقیدی به اخلاقیات نداشتند.

حضرت سیدالشهدا علیه السلام در ماجرای کربلا پرده از روی این نفاق کنار زدند و ملاکی به دست ما دادند. ملاکی که البته به قیمت دریده شدن حنجر شش ماهه­شان و سیلی خوردن دختران و آوارگی اهل بیتشان به دست ما رسید. ملاکی که اتفاقاً این روزها هم خیلی بکار می‌آید؛ در روزگاری که غیر مسلمانش پرچم حقوق بشر بدست گرفته است و مسلمان سکولارش تابلوی «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» را بلند کرده است.

ادعای اخلاق و انسانیت و آزادی بیان خیلی از مردمان قرن ۲۱ میلادی، تنه به تنه رازداری و وفای به عهد کوفیان سال ۶۱ هجری می‌زند. صاحبان این ادعاها اگر پایش برسند حاضرند جنایت‌های بیشماری انجام دهند همانطور که اسلافشان در زمین کربلا انجام دادند.

حضرت حسین بن علی در روز عاشورا خواستند نشان دهند که آی مردمِ تا قیامت، ببینید کسی که ادعای مسلمانی دارد ولی ولایت ندارد، هر کاری می­کند؛ حتی به حنجر طفل شیرخواره تیر می­زند، گوشواره از گوش دختر بچه می­کشد، به بانوان تازیانه می­زند و البته قبل از همه اینها نماز صبح و ظهرش را هم به کمر می­زند و وضویش را تجدید می­کند و در آخر هیچ تناقضی نمی­بیند در این جنایات و مسلمانی خویش.

اما مکارم اخلاق کامل نمی‌شود مگر در سایه ولایت. ولایت است که به تمامی حافظ حقوق بشر است وگرنه اینها شعاری است لقلقه زبان جانیان. ملاکی که سید الشهدا به بهایی گزاف در اختیار ما قرار داددند این روزها خیلی بکار می‌آید. هم برای شناختن کوفیان داخلی که پشت به ولی کرده و به خیال خویش رو به اخلاق و آزادی سجده می‌کنند؛ و هم برای پی بردن به ذات خارجی‌هایی که این روزها دلشان برای زندگی ما می‌سوزد.

 

پاورقی:  کتاب آه، نوشته یاسین حجازی، انتشارات حکمت

 

منبع : رجا نیوز

انتهای پیام / کد خبر1704

جستجو

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی نداریم.

آخرین اخبار