استان اصفهان با هنرهاي دستي و بناهاي تاريخي اش هميشه شناخته شدني است
از اين رهگذر نيز اگر بگذريم و به استان هنر خيزاصفهان نظر بيندازيم، این استان هم با هنرهاي دستي و بناهاي تاريخي اش هميشه شناخته شدني است و فرشهايي كه از انگشتان زنان و مردان آن بافته شده امروز از چنان قداستي برخوردارند كه در موزه ها نگهداري مي شوند.
صبح اردستان– حسین نقدی بادی /قالي و قالي بافي از دير باز با ايران و ايراني عجين بوده است و با فرهنگ عامه مردم نيز در ارتباط بسيار نزديك داشته است.
قالي هاي ايراني به خاطر تنوع در رنگ و طرح و نقشه و بافت مناسب، هم مورد توجه بوده و هم باعث افتخار و شكوه عظمت هنر غني ايراني بوده است و اگر از چند دهه اخير بگذريم كه اين صنعت دچار ركود شده است در اكثر دوره ها، ا يران و ايراني با بافت فرش هنر مندانه اش شناخته مي شده است.
يكي از نكات اررشمندي كه در اين صنعت نهفته است موضوع اشتغالزايي آن است كه همراه با خون دل و رنج و سختي هايي بوده است كه كمر تاريخ از اين رنجها خميده است كه البته آوا ها و ايماهاي آن براي هميشه ي تاريخ شنيدني و خواندني است.
از اين رهگذر نيز اگر بگذريم و به استان هنر خيزاصفهان نظر بيندازيم، این استان هم با هنرهاي دستي و بناهاي تاريخي اش هميشه شناخته شدني است و فرشهايي كه از انگشتان زنان و مردان آن بافته شده امروز از چنان قداستي برخوردارند كه در موزه ها نگهداري مي شوند.
حقيقت اين است كه قدمت هنر قالي بافي از ديگر هنرها كمتر نيست، مثلا كهن ترين نمونه قالي گره بافته قاليچه مشهور به «پازيريك» است كه از عهد هخامنشي – سكايي در سال 1948 ميلادي به اهتمام « رود نكو» باستان شناس شوروي در منطقه پازيريك در جنوب جبال آلتا كشف شد كه هم اكنون در موزه لنينگراد محفوظ و نگهداري مي شود.
دوره صفويه صنعت قالي بافي رونق زيادي داشته و معروفترين قالي معروف به قالي « مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي » است كه فردي به نام مقصود كاشاني آن را بافته است كه هم اكنون در موزه لندن نگهداري مي شود.
دوره قاجاريه نيز فرش ايران از صنايع ارزشي و ماندگار جهان محسوب مي شد و گردشگران ايراني و خارجي، رنگ، نقشه، طرح و بافت فرش ايراني را برترين نوع مي دانستند.
و اگر دو باره نگاه جديدي به ادبيات عامه داشته باشيم آنچه مسلم است قلمرو فولكلر علاوه بر ادبيات شفاهي، مثل آداب و رسوم و باورها، شامل صنايع و حرفه هاي توده مردم نيز مي شود.
چرا كه قلمرو فرهنگ عامه بسيار گسترده است و ذهنيات هر فرد از باورها، پندارها، انديشه ها و سخن و شغل انباشته است و بسياري از تدابيري را كه انسان براي برآورده شدن نيازهاي اوليه خود از قبيل تهيه خوراك و پوشاك و ابزار كار به كار مي گيرد فرهنگ عامه را تشكيل مي دهد و اصولا فرد در جامعه بدون تكيه بر فرهنگ عامه نمي تواند زندگي كند.
انتهای پیام / کد خبر21388