
اگر از صد پایان نامه، یک کار عملی هم بیرون بیاید جای تشکر دارد / امروزه ارجاع به مقالات ISI از تولید آن ها مهمتر است
دکتر محمدحسین نصراصفهانی گفت: امروزه از نظر من تولید مقالات ISI اهمیتی ندارد. امروزه مهم این است که به یک مقاله ISI ما چند ارجاع داده می شود و از پایان نامه ها ما چند کار عملی بیرون می آید. اگر از صد پایان نامه یک کار عملی هم بیرون بیاید از نظر من کار خوبی است و جای تشکر دارد.
به گزارش پایگاه خبری شهرستان اردستان نگین کویر، به نقل از صاحب نیوز، پژوهشکده زیست فناوری رویان اصفهان با تلاش های دکتر نصراصفهانی و همکارانشان تبدیل به یکی از مراکز تحقیقاتی بزرگ در کشور شده است که در زمینه های فراوانی کار می کنند. پایگاه خبری صدای سلامت گفتگویی دو قسمتی با رئیس این مرکز پژوهشی موفق داشته است که قسمت اول آن هفته های گذشته منتشر شد و نوشتار رو به رو قسمت دوم این گفتگو است که شما را به خواندن ان دعوت می کنیم؛
صدای سلامت: در دنیا چند کشور در حوزه زیست فناوری قرار دارند و ما در چه رده ای قرار داریم؟
دکتر محمدحسین نصراصفهانی: نکته ای وجود دارد که باید رسانه ها هم به آن دقت کنند. عدد اول و دوم و سوم اشتباه است و به نظر من زیربنای علمی ندارد. اگر شما یک میلیون پول داشته باشید پتانسیل کار شما به اندازه یک میلیون است و اگر صد میلیون داشته باشید پتاسنیل ما هم همان قدر است. شما خیلی هوشمند باشید یک میلیون را می توانید در عرض یک سال به ده میلیون تبدیل کند ولی از همین پول نمی توانید به اندازه آن صد میلیون کار بکشید. دنیا بودجه های عجیبی در این حوزه سرمایه گذاری می کند. مثلاً قطر بودجه عظیمی در حوزه سلول های بنیادی می گذارد. ژاپن هم همینطور. ما نسبت به بودجه هایمان عملکرد خوبی داشتیم ولی نسیت به رقبای خودمان و آن بودجه ها، فضای کار زیاد است. بنابراین عدد مقایسه ای کار غلطی است و اعتقاد من این است که باید بگوئیم ما نسبت به داشته هایمان چگونه بودیم.
برای مثال ما یک قطعه گرم کن شیشه را از ژاپن با نازکی حدود ۱ یا ۲ میلی متر حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان می خریم. این یعنی حدوداً قیمت یک پراید. ما برای یک ماشین آنقدر هزینه می کنیم تا آن را بسازیم و زاپن یک هزارم آن را هزینه می کند تا آن قطعه را بسازد. این ها یک روزه به دست نمی آید؛ سرمایه گذاری و حمایت می کنند و خود مردم هم به خود باوری می رسند که باید آن جنس را استفاده کنند. وظایف ما این است که در کشور بتوانیم از تولیدات داخلی استفاده کنیم. البته کار باید در سیستم رقابتی انجام شود و محدود نباشد. ما در توسعه جهانی می توانیم کار کنیم. یک شرکت وقتی می تواند آنزیمی را تولید کند که دنیا هزار نفر مصرف می کنند، من باید آن را استفاده کنم و اگر خواستم خودم آن را تولید کنم فقط در کشور خودم می توانم بفروشم. لذا دسترسی به بازارهای جهانی برای ما بسیار اهمیت دارد که بتوانیم تولیدات خودمان را در سطح جهانی به فروش برسانیم. در غیر این صورت محدود به مصرف داخلی می شود و ما موفق نخواهیم شد. چرا که علم باید در سطح جهانی گسترش پیدا کند.
کمی سراغ پژوهش برویم؛ به طور کلی بخش پژوهش در عین این که پیشرفت های غیرقابل انکاری داشته ولی همچنان ضعیف است و این یکی از دغدغه های اهالی علم است. در برخی از حوزه ها مثل هسته ای، نانو و سلول های بنیادی ما نقاط روشنی داریم به نحوی که می تواند برای مدل های پژوهشی یک الگو باشد. شما نقاط این مدل ها و الگوها را چه می دانید که در برخی از حوزه های دیگر هم ایجاد نشد؟
در این حوزه ها که گفتید محققین ما در دنیا توانستند خودشان را نشان بدهند و حمایت شدند. به نظر من این امکان وجود ندارد که ما بتوانیم در هم حوزه موفق شویم. شاید امروز روزی نباشد که ما بخواهیم در لوازم خانگی رقابت کنیم یا مثلاً چندتا از تولیدکنندگان را حمایت کنیم و ما بقی زیر پوشش آن ها برویم. من اعتقاد دارم که حمایت های ویژه ای تکنولوژی هایی که در دنیا به روز هستیم می تواند به موفقیت ما کمک کنند. ما محققین زیادی داریم، چند درصد از آن ها به کار می گماریم و چند درصد از آن ها به خارج از کشور می روند؟ حمایت مهم است. ما در نانو و سلول های بنیادی و فناوری هسته ای موفق بودیم. حمایت بیشتر خواهان این کار است. ما در این زمینه ها بروز پیدا کردیم اما در خیلی موارد هم خوب بودیم. شما امروز ساختمان سازی شهر ما را نگاه کنید می بینید نسبت به کشورهای اروپایی پیشرفت خوبی داشتیم. همینطور پل ها، سدها، اتوبان ها و … . واقعاً ۳۰ سال پیش این وضع بود؟ کشور ما در خیلی زمینه ها پیشرفت کرده است و البته نواقص خودمان را هم می پذیریم. من ایران را کشور موفقی می بینم. وضعیت زندگی ما به نسبت از خیلی کشورهای اروپایی بهتر است که البته برخی هزینه های مصرفی اشتباه هم داریم. در خانه هایمان خیلی از پول و درآمدمان را در لوازم لوکس و کریستال مصرف می کنیم.
شما در انگلستان تحصیل کردید. می توانستید در همان جا بمانید و آن جا همین تحقیقات را پی بگیرید. بالأخره انگیزه ای برای بازگشت داشتید. این انگیزه یک تلاش و انگیزه جهادی و شخصی علیرغم مشکلات بیرونی بود یا شرایط و بستر مساعدی هم دیدید که شما را به ماندن و کار در ایران تشویق کرد؟
به نظر من افرادی که در خارج هستند دو عامل برای برگشت به کشورشان وجود دارد. یکی وضعیت خانوادگی و دیگری عشق به وطن است. آنچه که من را به کشور برگرداند، واقعاً علاقه به وطن به عنوان یک شیعه ایرانی بود. من در انگلستان هم اجازه کار داشتم و هم ویزای دائم داشتم و اگر دو سال دیگر می ماندم پاسپورت آنجا را می توانستم بگیرم. من احساس کردم که باید برگردم و به وطن خودم خدمت کنم و در ایران کار کنم. من به عشق ایران آمدم. الآن هم خیلی خوشحالم، چون توانستم مؤثر باشم ولی اگر مؤثر نبودم شاید امروز غبطه می خوردم و دچار یأس می شدم. این سؤال را باید بکنیم که برای تمام افرادی که برگشتند می توانستیم شرایط خوبی فراهم بکنیم که احساس یأس نکنند؟ و چرا جوان های ما می خواهند بروند و نمی مانند؟ من به عنوان یک دلسوز جامعه می گویم که امروزه دغدغه زندگی، برای افراد مهم است. یک محقق که در خارج از کشور می رود با میزان درآمدی راحت زندگی می کند و دغدغه فردا و پس فردا را ندارد و ما در ایران چقدر این کار را انجام می دهیم؟ آنچه که مسلم است این است که یک محقق در کشور ما با شرایط فکری و اجتماعی که وجود دارد همیشه دغدغه دارد. شاید یک محقق در خارج از کشور خانه هم نداشته باشد و نداشتن خانه دغدغه نباشد. ولی داشتن منزل شخصی در ایران دغدغه است. داشتن خانه در ایران ذاتی شده است. این می تواند ذهن محقق را درگیر کند. ما باید دغدغه های فکری محققان خودمان را حل بکنیم.
گاهی اوقات هم تفکر اشتباه موجب عادت می شود و خودمان زندگی را برای خودمان سخت می کنیم.
البته؛ ما در جامعه دغدغه های فکری اشتباهی هم داریم. من فکر می کنم مردم جامعه ما بیشتر در مسابقه زندگی می کنند تا این که لذت بردن از زندگی، هدف باشد. این موارد باید دست خوش اصلاحات فکری در جامعه باشد. ما شاید یک بنز داشته باشیم و فرد دیگری یک پراید داشته باشد. اینجا لذت بردن در استفاده صحیح در این ها مهم است. ما در تحقیقات هم خوب کار کردیم ولی جایگاه بیشتری هم داریم و تنها راه آن حمایت از محققان است. ساختارهای فکری خودمان را باید اصلاح کنیم. ساحتار فکری ما اندوختنی است. سلامت جامعه باید به جایی برسد که مردم فکر اندوختن نباشند و کار را برای عشق کار انجام بدهند.
در حال حاضر پژوهشکده زیست فناوری رویان چه اقدامی انجام می دهد؟
ما الآن یک پروژه در دست کار نداریم. حدود ۷۰ تا ۸۰ پروژه در دست کار داریم. مثلاً در زمینه نازایی و کسانی که لقاح ناموفق دارند حدود ۳۰ پروژه داریم. این ها پروژه هایی هستند که عمق پیدا می کنند و نمی توان آن ها را یکی یکی در رسانه ها توضیح داد. ما ساخت چیزی حدود ۱۰ نوع پروتئین نو ترکیب را در دست داریم. الآن پروژه ای برای تولید خمیردندان هایی حاوی باکتری مفید و پروژه شبیه سازی بز برای کمک به خانواده های روستایی وهمچنین کار در زمینه های متنوع سرطان داریم. داروهایی که برای جلوگیری از اسهال دامی را در دست کار داریم و در حال کاربردی شدن هستند. ما دارویی را می سازیم که تقریباً ۸۰ درصد آنتی بیوتیک را در اسهال دام حذف می کند. از تمام این پروژه ها یکی به ثمر برسد کافی است. در دنیا هم همینطور است. صدها پروژه انجام می دهند، شرکت بالادستی ده تای آن ها می خرد و پرورش می دهد. شرکت بالادستی روی دو تا سرمایه گذاری می کند و شرکت بزرگ تر یکی را انتخاب می کند. این به معنی نیست که آن ۹۹ تا از بین رفتند. این ۹۹ تا زیر پایه هزاران پروژه دیگر هستند و این دقیقاً همان جنبش نرم افزاری است. ما در این روند یاد می گیریم که بهتر فکر کنیم. کشوری موفق است که از آن ۱۰۰ تا پروژه حدود ۱۰ تای آن ها را به ثمر برساند. و یا چه درصدی از پایان نامه های ما به ثمر برسد.
نظر شما پیرامون مقالات ISI و تحقیقات دانشجویی چیست؟
امروزه از نظر من تولید مقالات ISI اهمیتی ندارد. امروزه مهم این است که به یک مقاله ISI ما چند ارجاع داده می شود و از پایان نامه ها ما چند کار عملی بیرون می آید. اگر از صد پایان نامه یک کار عملی هم بیرون بیاید از نظر من کار خوبی است و جای تشکر دارد.
به عنوان حسن ختام گفتگویمان از آرزوی دکتر محمدحسین نصراصفهانی به ما بگوئید:
تلاش من این است یک بیمارستان برای پژوهشکده بسازم. مکان بیمارستان درست شده و اسکلت آن هم ساخته شده است. بیمارستان نزدیک پل تمدن خواهد بود. جزء آرزوهای من این است که این بیمارستان ساخته شود. نه به خاطر این که یک بیمارستان ساخته شود بلکه بخاطر این که یک بیمارستانی ساخته می شود که در آن کارهای نو ارائه می شود و ساخت چنین بیمارستانی می تواند به نیاز جامعه کمک کند. این بیمارستان از دغدغه های فکری من است. من فکر می کنم که مرحوم دکتر کاظمی آشتیانی در یکی از صحبت های خود می گفت امروز مؤثریم و فردا اثر. هر کسی اثری در زندگی خودش می گذارد. ما در اصفهان که راه می رویم آثار شیخ بهائی را به زیبایی می بینیم. امروز که در علم بیولوژی که فکر می کنیم، اثر گذاری مرحوم دکتر کاظمی آشتیانی در سلول های بنیادی را می بینیم هر چند که امروز خودش اینجا نیست. من هم فکر می کنم اگر خدا بخواهد آخرین اثری که از زندگی من می تواند باقی بماند شکل گیری این بیمارستان است و اگر این اتفاق بیفتد و اگر خدا قبول کند، همین برای من بس است.
انتهای پیام / کد خبر18303